تحولات منطقه

منظر کرم‌پور، بانویی از گیلانغرب، در گفت‌وگویی روبه‌روی پنجره فولاد حرم مطهر رضوی از علاقه‌اش به رساندن کسانی که تاکنون توفیق زیارت امام رضا(ع) را پیدا نکرده‌اند به مشهد می‌گوید.

«هرکس دلش زیارت امام رضا(ع) را بخواهد، می‌آورمش مشهد»
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

روایتی که با خاطرات تلخ بیماری و از دست دادن فرزندش گره خورده و امروز بهانه‌ای برای بخشیدن شادی و امید به دیگران شده است.

هرکس دلش زیارت بخواهد، می‌آورمش مشهد

چطور شد که تصمیم گرفتید کسانی را که تاکنون به زیارت امام رضا(ع) نرفته‌اند، به مشهد بیاورید؟

من دوست دارم هر کسی را که تا حالا زیارت نرفته، بردارم بیاورم پیش امام رضا(ع). با هدیه خودم، با پول خودم. می‌برمش زیارت و خودم هم همراهش می‌آیم و برش می‌گردانم.

خانمی که این بار با من آمده، ۵۰ سالش است. یک بار به من گفت: «تا حالا نرفتم پیش امام رضا(ع)، نرفتم زیارت.» به او گفتم: «بلند شو، جمع‌وجور کنیم که برویم مشهد.»

با اینکه خودم همین دو هفته پیش آمده بودم پیش امام رضا(ع، دوباره تصمیم گرفتم او را همراه خودم بیاورم. پارسال هم دو نفر دیگر را آوردم. اگر همین فردا دوباره برگردم و کسی به من بگوید دلم می‌خواهد بروم حرم امام رضا(ع)، می‌برمش.

دلم می‌خواهد هر کسی را که دلش زیارت می‌خواهد، برسانم.

روزهایی که برای نجات فرزندم همه داروندارم را هزینه کردم

این علاقه شما به کمک به دیگران، از کجا شکل گرفت؟

من یک مریض سرطانی داشتم؛ بچه‌ام بود. شش سالش بود و تقریباً رسیده بود به سن مدرسه. شیمی‌درمانی هم کرد و کلی برای دوا و درمانش هزینه کردیم.

آن روزها واقعاً کم آورده بودم. داروندارم را برای درمانش هزینه کردم. به امام رضا(ع) گفتم: «هرطوری خودت صلاح می‌دانی، کمکش کن.»

با همه این‌ها، بچه‌ام به رحمت خدا رفت. روزهای سختی بود. خیلی سخت گذشت، اما کم‌کم دیدم فقط من نیستم که کم آورده‌ام. دوستانم کمکم کردند و دستم را گرفتند و دوباره بلندم کردند.

ویدیوی این گفت‌وگو را می‌توانید در اینجا ببینید:  فیلم | هرکس دلش زیارت امام رضا(ع) را بخواهد، با هزینه خودم می‌آورمش مشهد

دوباره به حرم آمدم

بعد از آن روزهای سخت، چه چیزی به شما کمک کرد دوباره زندگی را ادامه دهید؟

دوباره آمدم پیش امام رضا(ع). بعد از آن، خدا دو تا بچه به من داد و خیلی از زندگی‌ام راضی‌ام.

شاید آن روزهای سخت باعث شد بیشتر بفهمم آدم‌ها در شرایط دشوار چقدر به کمک و همراهی نیاز دارند. دوستانم در آن روزها کنار من بودند و کمکم کردند. من هم دوست دارم تا جایی که می‌توانم برای دیگران کاری انجام بدهم.

برق چشم بچه‌ها در روزهای اول مهر

گفتید که هر سال در روزهای آغاز سال تحصیلی هم به بچه‌ها هدیه می‌دهید. درباره این کارتان بگویید.

مدت‌هاست روزهای اول مهر می‌روم مدرسه و به بچه‌ها هدیه می‌دهم؛ بچه‌هایی که اولین بار است مدرسه، کلاس و معلم را می‌بینند.

می‌روم که برق چشم‌هایشان را ببینم. همین برای من خیلی ارزش دارد. اینکه یک بچه در اولین روز مدرسه خوشحال شود و با یک هدیه کوچک ذوق کند، برای من لذت‌بخش است.

«دلم می‌خواهد هر کسی را که دلش زیارت می‌خواهد، برسانم»

اگر بخواهید حرفتان را درباره این سفرها و زیارت‌ها در یک جمله بیان کنید، چه می‌گویید؟

دلم می‌خواهد هر کسی را که دلش زیارت می‌خواهد، برسانم. اگر کسی آرزوی زیارت امام رضا(ع) را داشته باشد و من بتوانم، دوست دارم خودم همراهش بیایم، زیارتش کنم و برگردانم.

شاید برای بعضی‌ها یک سفر باشد، اما برای کسی که سال‌ها آرزوی دیدن حرم امام رضا(ع) را داشته، می‌تواند اتفاق بزرگی باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha